محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

606

تحفه خانى ( فارسى )

بر محل جراحت بايد نهاد و بوقت نضج ثانى احتياج شگافتن منفجر شود يا موم و روغن زيت و يا روغن كنجد كه بدل اوست و كندر از مجموع ادويه مذكور مرهمى بايد ساخت و بر محل ورم بايد نهاد و يا اگر در ورم صلابتى بيش باشد زعفران و خطمى و زعير مجموع در قدرى آب كه معالج مناسب و صواب داند طبخ بايد كرد تا غليظ نشود و بر روى پنبه بايد نهاده بر محل ورم بايد نهاد و هرگاه كه ورم نضج يابد و اگر بادويه منفجره شگافته شود بهتر باشد و الّا جراح صايب التدبير بمراعات قانون و شق بشگافد و بايد كه مواد منضجه را بدفعه واحده اخراج نكند كه خوف هلاك است و گفته كه ضماد بر ورم نضيج از بيخ نرگس ساختن البته موجب انفجارست بىغايله و اگر اين ضماد با عسل باشد بهتر است و مرهم داخليون بلعاب خردل مفجر قويست و لازم است كه بعد از اخراج ماده محل جراحت دايما بماء العسل شويند تا از وسخ پاك شود و موجب فساد در اجزاى صالحه ورم نشود و بعد از آن اقدام به باقى علاج قرحه اشتغال بايد نمود از تجفيف و اندمال و التحام و ببايد دانست كه هر ورم كه او را ضربان هست در اكثر نضج مىشود و اين پيش اطبا مقرر است كه ورم حادث از ماده مفرد نمىباشد . [ 219 ] مقاله در بيان دماميل و ببايد دانست كه بدترين دماميل غاير اوست يعنى آنكه مادهء عميق و بتحت جلد باشد و دماميل پيش اكثر اطبا از جمله خراجاتست و حدوث در اكثر از بسيارى درآمدن . . . در امتلاى معده مرى آن و علاج در اول حدوث تدابير اورام حاده است و بعد از آن اقتصار در انضاج و از منضجات حسه انجير خشك